مهمونی تولد

خوب بالاخره ما واسه تولد آماده شدیم واسه تولد یک جینگولی یک هفته تمام دنبال کارها بودیم البته کارهای خودمون و مامان طفلیش همه کارها رو کرده بود و الحق که همه چی خیلی شیک و عالی بود.

پنجشنبه رفتم ارایشگاه و موهام رو رنگ کردم و کارهای خوشگلازیسیون دیگه از 2 تا 7 بعد رفتیم خونه برادرم واسه کمک تا 11 شب البته بیشتر خوش گذروندیم تا کمک چون غذا ها پخته شده بود ما بیشتر واسه تزیین رفته بودیم.

جمعه هم از صبح دنبال خرید کادو بودیم از طرف دختری بعد حمام و لاک و جمع کردن یک عالمه لباس واسه آتلیه بعد هم آرایشگاه. دخترم موهاش را قلبی بافت خیلی خوشمل شده بود بعد هم رفتیم آتلیه من و همسری چند تا عکس با حجاب هم برای شبکه های مجازی گرفتیم و کلی عکسهای جنگولی و همچنین دخترم که سه دست لباس کامل براش برده بودم واسه هر کدوم گلسرکفش جداگانه و...

بعد از آتلیه رفتیم تولد و خیلی خیلی خوش گذشت و همانطور که بالا گفتم حسابی شیک بود.

از اول هفته هم یک روز رفتیم مولوی واسه پرده مامانم بعد هم تصحیح برگه هنوز 20 تا مونده 260 تا بود اه من چقدر از تصحیح برگه بدم میاد خدای من

الان هم این چند تا تمام شه میخواهیم بریم زرتشت

راستی یادم رفت بگم مفاله تربیت مدرسم 5 بار اشکال فرمتی گرفته شد هر بار یک کارشناس بعد از تایید یک یک رفت واسه سر دبیر الان هم داوری یعنی من کل هفته پیش رو داشتم اصلاح میکردم خدایی خیلی سختگیرند هااااااااااااا

خوب فعلا برم برگه هام رو تصحیح کنم.

/ 0 نظر / 20 بازدید