شب یلدا و حواشی

خوب شب یلدا هم دیروز بود و گذشت خیلی عالی بود خیلی از یکم قبل تر تعریف میکنم از جمعه که واسه اولین بار رفتم مرکز خرید کوروش که خیلی خوشم  اومد مدل خارج بود واقعا فقط ازدحام جمعیت اذیتم میکرد حالا تو برنامم هست که یک روز وسط هفته برم واسه خرید از حالا واسه عید من مدام در حال خریدم ولی بعضی وقتها فراموش میکنم چی دارم که بپوشم از بس جایی نمیریم!!

دیروز هم از صبح مشغول درست کردن پانوکوتا بودم تو گیلاسهای خوشگل و یکمی هم درست کردن پاورپوینت واسه کلاسی که قراره با همسری واسه شرکت نفت برگزار کنیم بگو آخه مگه هر چی به تو پیشنهاد میشه باید قبول کنی که اینجور خودت میندازی تو هچل دیروز نزدیک 300 صفحه جزوه انگلیسی خوندم تا شروع کنم به جمع و جورش

بعد هم رفتیم خونه مامانمینا که مامانم هم خیلی زحمت کشیده بود شام کباب بود و خورش آلو اسفناج در کنارش هم کلی زحمت کشیده بود شامل مسقطی و لبو که با قالب مدل خاج و دل قالب خورده بود انار هندوانه ومیوه خشک مامانم و.... خلاصه مو سشوار کشیدیم و خوشگل کردیم عکس و فال حافظ و... که خیلی خوش گذشت.

چهار شنبه هم تولد همسری هست و نمیدونم چکار کنم هنوزتصمیم قطعی نشده قطعی شد میام میگم.


/ 1 نظر / 10 بازدید
علیرضا

یک طرف مانتو و یک گوشه بلوز افتاده یک طرف قابلمه و ظرف نسوز افتاده پردۀ توری و جوراب هنوز افتاده همگی چرک و نَشُسته دو سه روز افتاده هرگز این خانه نبوده است به این داغانی برو پایین پسرک از بغل مامانی...